
می بینی؟
چه ناپیدا
خاموش می شود
نبض عشق و خواستن و تمنا
در کالبد ِ روح ِ تکه پاره ام!
شرمنده ام خداوندا از خویشتن
که چشم و دل
به وفای بندگانت دوخته بودم.
بر خاکی که مادرانش
همسری ندارند،
کودکان معصوم
وفا را از چه کسی خواهند آموخت!؟
و بر خاکی که پدرانش
در هر آغوشی می آسایند
جز آغوش همسران خویش،
کودکان پاک
محبت را از چه کسی خواهند آموخت!؟
____________________________________________

1. شاید بهتر باشه از دلیل غیبتم شروع کنم؛
مریضی مادر، تصادف خودم، اتفاقی که واسه چشمم افتاد، مشکلاتی که واسه بهترین دوستام افتاد و من هم درگیر شدم، دوراهی ای که توش مونده ام و یه سری اتفاقات و مشکلات دیگه که یهو از آسمون به سر این بنده نازل شدن اگه یه خورده وقت واسم باقی گذاشته بود اما هیچ حس و حالی نذاشته بود ولی من هنوز سعی می کنم شاد باشم و بگم و بخندم و قوی باشم و غُر نزنم و... اما واقعیت اینه که خیلی خ س ت ه ا م .
2. یکی از بهترین و در عین حال بدترین حالتی که ممکنه واسه یه نفر پیش بیاد اینه که بین آدمایی زندگی کنه که همه بهش اعتماد داشته باشن و فقط با اون درد دل کنن و به بقیه اعتماد نداشته باشن.
و اون یه نفر سنگ صبور همه باشه ولی نتونه با هیچ کس درد دل کنه و اون وقته که اون یه نفر مجبوره همه چیو بریزه توی خودش.
خب منم یه نفرم و مسلماً طاقتم یه حدی داره!
3. بعضی وقتا تموم لذت زندگی، رد کردن ِ یه پیر مرد نابینا از خیابونه
که از دستش میدی.
4. دکتره داره معاینه ات می کنه. بهش میگی: می شه خودم هم گوش کنم؟
دکتره هم گوشیو میده دستت. میذاریش توی گوشت و قسمت آهنی ِ سردشو میذاری روی قلبت.
مثه تاری که یکی از سیم هاش بریده باشه ریتم نامنظی داره.
وقتی قسمت آهنیو از روی قلبت برمی داری و میذاریش روی گونه ات اونقدر داغ شده که فکر می کنی حتما ً جاش روی گونه ات می مونه.
به خودت میگی: هیچ فکر نمی کردم هنوزم انقدر داغ باشه ... !
دکترهم هیچ کاری نمی تونه بکنه جز همون توصیه های غیر ممکن ِ همیشگی.
5. تا حالا شده کسی سرشو بذاره روی شونه هات و اونقدر گریه کنه که توی بغلت خوابش ببره و بعد با خودت فکر کنی
که این فقط آدما نیستن که سرشونو روی شونه های فرشته ها میذارن و یه وقتایی هم فرشته ها سرشونو روی شونه های آدما میذارن.
6. از بچه های یه روزه هم بابت این سایت ممنونم هوارتا!
7. راستی من از اینـــــــــــــــــــــــــــــجا اومدم
نظرات (76)
omidvaram harche zoodtar zendegit be halate addy bargarde .
ارسال شده توسط amirmafia | August 8, 2006 10:31 AM
ارسال شده در August 8, 2006 10:31
in etefagha vaghean oftade?
be har hal bazi az ina dar mored e manam hast
be khatere hamin kheili khosham oomad
shaiad to tanha kasi bashi ke 1 zarre ein e mani
ارسال شده توسط h_socialboy | August 8, 2006 10:59 AM
ارسال شده در August 8, 2006 10:59
jomleie avvaletam kheili bahal bood
asan shekl e rooh e web eto avaz mikone
mamnoon
ارسال شده توسط h_socialboy | August 8, 2006 11:00 AM
ارسال شده در August 8, 2006 11:00
مبارکه!
ارسال شده توسط میثم یوسفی | August 8, 2006 11:53 AM
ارسال شده در August 8, 2006 11:53
درود رفیق... ممنون از کامنت... ممنون از لینک... بزودی لینکتو قرار میدم !
ارسال شده توسط جان شافر | August 8, 2006 2:18 PM
ارسال شده در August 8, 2006 14:18
salam azizam. blogeto khondam. kheli aali bood. omidvram hamishe chiz hay taze vase goftan dashte bashi. dooset daram :-*
ارسال شده توسط parisa | August 8, 2006 3:52 PM
ارسال شده در August 8, 2006 15:52
سلام.
اول: خیلی ممنون که به کلبه ی فقیرانه ی من دیرپا قدم گذاشتی. حقیقتش اینه که من شاید دو هفته ی پیش بود که به وبلاگت سر زدم و دیدم که خیلی وقته آپدیت نشده بود (همون که رنگش مسه اسم وبلاگ بود!). فکر کردم دیگه نمی نویسی و الان می بینم که رفتی به جمع بزرگان شبکه (.net).
دوم: بابت لینک خیلی ممنون. نمی دونم چرا وقتی روش کلیک می کنم اتفاقی نمی افته! البته لینک بعضی دیگه از بچه های همون اطراف هم همین طوریه! بزرگواری کردی و من قمستی از این احترام رو می تونم با اقدام متقابل جبران کنم (چون کسی که به کار خوبی پیش دستی می کنه خیلی کار بزرگی می کنه).
سوم: برات آرزو می کنم که روزهای شادتر و پربارتری داشته باشی و بتونی از نظر روحی کمی شادابی کسب کنی به هر روشی که خودت صلاح می دونی، الهه ی زندگی گیاهی و شراب!
چهارم: من هم امیدوارم با کمی سعه ی صدر و تکیه روی البسه ی داخلی کمی از این تقلید کورکورانه و در برخی موارد موهن کم بکنیم و به ارزش خودمون پی ببریم.
در پناه خدا
یا علی مدد
ارسال شده توسط President Evil | August 8, 2006 4:39 PM
ارسال شده در August 8, 2006 16:39
سلام دوست من. سایتت رو تبریک میگم. همیشه شاد و سربلند باشی. امیدوارم مثل همیشه موفق باشی. پیش ما هم بیا. راستی.... تبادل لینک میکنی..؟ فعلاً.
ارسال شده توسط چشمک | August 8, 2006 4:51 PM
ارسال شده در August 8, 2006 16:51
Salam ... Aali Bood
ارسال شده توسط Saghi | August 8, 2006 10:14 PM
ارسال شده در August 8, 2006 22:14
همیشه این اتفاقات هستند که آدم رو غافلگیر می کنند
آدمها هیچ وقت به فکر غافلگیر کردن اتفاقات نیستند
ارسال شده توسط mm2 | August 9, 2006 8:55 AM
ارسال شده در August 9, 2006 08:55
به عنوان یکی از اعضای تیم 1روزه و *&طعس7س به شما توصیه می کنم هدفی رو دنبال کنید نه ول معتل!
ارسال شده توسط ismail-x | August 9, 2006 12:25 PM
ارسال شده در August 9, 2006 12:25
نابغه ها همیشه ای کیو بالاشون مشکل ساز بوده. راستش اول که اومدم فقط نوشته ها مهم بود ولی بعد که نگام به لینک ها افتاد گفتم شاید بشناسم شما رو. البته احتمال محتمل تر و خب منطقی این که از بس که من آدم فوق العاده ای هستم شما من رو بشناسید. ولی نمی دونم. ممنون که شما هم در مورد مرگ من خوشبین هستید. با سلام...
ارسال شده توسط محمدرضا زمانی | August 9, 2006 11:37 PM
ارسال شده در August 9, 2006 23:37
سلام دوسته عزيزم.........خوبی.؟ مطلبت فوق العاده بود ..به کاخ تنهايی منم يه سر بزن.خوشحالم ميکنی.منتظرما........
ارسال شده توسط مسافر تنها | August 9, 2006 11:55 PM
ارسال شده در August 9, 2006 23:55
جهان همین است! نه شریف است و نه زیبا و قصد هم ندارد چنین چیز هایی بشود. بهتر است به بچه ها بیاموزیم که جهان را همین گونه که هست بپذیرند. بهتر است به بچه ها بیاموزیم که حیوانات خوبی باشند!
1- منزل نو مبارک!
2- بهتره اول اون غرور صورتی رو بشکنی تا بتونی گریه کنی.
3- این عکسایی که آدرستو زیرش زدی کار خودته؟
ارسال شده توسط بوف بصیر | August 10, 2006 2:32 AM
ارسال شده در August 10, 2006 02:32
.......
ارسال شده توسط نفس سرد | August 10, 2006 5:03 AM
ارسال شده در August 10, 2006 05:03
دارم مي رم سر بازس 12 روز ديگه // شاد مان باشي دوست عزيز / بلاگت رو خوندم :)
ارسال شده توسط بنيامين | August 10, 2006 12:41 PM
ارسال شده در August 10, 2006 12:41
che khabareh !!!!
ارسال شده توسط jeyran | August 10, 2006 4:13 PM
ارسال شده در August 10, 2006 16:13
سلام ... هيچي نمي تونم بگم مگه اينکه واقعا ناراحت شدم ..... يه موقه هايي انگار ديگه جدي جدي از ظرفيتمون ميزنه بالا ..... ولي خب ، مي دوني چيه ، ميگذره ، فقط ميگذره ، به همين سادگي ......
اميدوارم خودت و مادرتون سلامتي تون رو بدست بيارين ..... مراقب خودت باش .....
مرسي بهم سر زدي ...فعلا
ارسال شده توسط عليرضا | August 10, 2006 8:31 PM
ارسال شده در August 10, 2006 20:31
فرشته و آدم؟؟؟ فرقشون چیه؟
ارسال شده توسط hamid | August 11, 2006 10:41 AM
ارسال شده در August 11, 2006 10:41
فرشته و آدم؟؟؟ فرقشون چیه؟
ارسال شده توسط hamid | August 11, 2006 10:41 AM
ارسال شده در August 11, 2006 10:41
فرشته و آدم؟؟؟ فرقشون چیه؟!
ارسال شده توسط hamid | August 11, 2006 10:42 AM
ارسال شده در August 11, 2006 10:42
oon tripe fereshte ha ro hasam eh joorayii !!! ...
ارسال شده توسط 1 | August 11, 2006 11:54 AM
ارسال شده در August 11, 2006 11:54
oon tripe fereshte ha ro hasam eh joorayii !!! ...
ارسال شده توسط 1 | August 11, 2006 11:54 AM
ارسال شده در August 11, 2006 11:54
۱. QuieT
۲. با کله هستم!!
۳. آره!
۴. مال من مث ۲تاره!
من همیشه از سردیش خوشم میومد!!
۵. آره!
ببین فقط یه درخواست داشتم!! اگه میشه مدتشو زیاد کن اما یه کم سبکش کن پلیز!!
مرسی!...
*********
و کودکان پاک،
محبت را در چراغهای رنگین مغازه های اسباب بازی فروشی جستجو میکنند
تا بتوانند در خیابانهای پر دود به آن برسند ....
ارسال شده توسط ·´¯`·-» QuieT «-·´¯`· | August 11, 2006 12:14 PM
ارسال شده در August 11, 2006 12:14
۱. QuieT
۲. با کله هستم!!
۳. آره!
۴. مال من مث ۲تاره!
من همیشه از سردیش خوشم میومد!!
۵. آره!
ببین فقط یه درخواست داشتم!! اگه میشه مدتشو زیاد کن اما یه کم سبکش کن پلیز!!
مرسی!...
*********
و کودکان پاک،
محبت را در چراغهای رنگین مغازه های اسباب بازی فروشی جستجو میکنند
تا بتوانند در خیابانهای پر دود به آن برسند ....
%%%% جریان این محدودیت زمانی چیه دیگه بابا!!! CIA ؟؟؟
ارسال شده توسط ·´¯`·-» QuieT «-·´¯`· | August 11, 2006 12:16 PM
ارسال شده در August 11, 2006 12:16
مبارک باشه دات نتی شدنت :دی
ارسال شده توسط pinKy | August 11, 2006 1:47 PM
ارسال شده در August 11, 2006 13:47
زیبا بود
ارسال شده توسط آذرباد | August 11, 2006 4:32 PM
ارسال شده در August 11, 2006 16:32
كودكان پاك؟ پاكي رو نمي دونم، ولي بچه ها خيلي خوبن. همچين مي چسبه رفتارشون، كارهاشون.
ارسال شده توسط mehdi | August 11, 2006 11:52 PM
ارسال شده در August 11, 2006 23:52
خیلی بی ریخت بود
ارسال شده توسط Parham | August 12, 2006 5:43 PM
ارسال شده در August 12, 2006 17:43
شعرت زیبا بود! همین.
ارسال شده توسط آدم معمولی | August 12, 2006 10:30 PM
ارسال شده در August 12, 2006 22:30
shere avali ke neveshti kheyli khoob bood.age male khodete barikala!
ارسال شده توسط bonbast | August 13, 2006 1:44 PM
ارسال شده در August 13, 2006 13:44
salam. khoneye no mobarak. delam bad jori gereft az neveshtehat. midoni ye vaghtaei khoda chenan mizane pase gardane ma adamha ke yademoon nare cheghadr haghirim. chizi nemitonam begam, chon nemikham tosieye gheyre momken bokonam faghat let's hope for the bests. rasti baz ham sar bezan mikham ye chizhaei benevisam. omidvaram be hamin zoodiha betoonam
ارسال شده توسط alihammet | August 13, 2006 10:06 PM
ارسال شده در August 13, 2006 22:06
khaili ziba bod
ارسال شده توسط ناشناس | August 14, 2006 12:47 AM
ارسال شده در August 14, 2006 00:47
تبریک
مجدد .
ارسال شده توسط broken pencil | August 14, 2006 4:57 PM
ارسال شده در August 14, 2006 16:57
ممنون كه سر زدين و واقعن راست گفتيد لعنت به جنگ و باعث و باني اش !
ارسال شده توسط اهورا | August 14, 2006 6:21 PM
ارسال شده در August 14, 2006 18:21
خلاصه كردن خوب نيست... اصلا خوب نيست...
ارسال شده توسط Oracle | August 14, 2006 10:41 PM
ارسال شده در August 14, 2006 22:41
من برگشتم ...
ارسال شده توسط آبان | August 15, 2006 4:03 PM
ارسال شده در August 15, 2006 16:03
باشه!
ارسال شده توسط سايبان | August 18, 2006 5:51 AM
ارسال شده در August 18, 2006 05:51
شرمنده نباش از خویشتن
كه چرا چشم و دل به وفای بندگانت دوخته بودي...
وقتي شرمنده باش،از خودت و وجودت
كه بخاطر غرورت نتواني از نعمت دوست داشتن و دوست داشته بهره اي ببري !
ارسال شده توسط خط | August 19, 2006 11:09 AM
ارسال شده در August 19, 2006 11:09
بابت همه اتفاقاتی که برات افتاده بود خیلی متاسفم هر چند از تاسف بیزارم اما خوشحالم که غرور صورتی بازم آپ میشه. خونه جدید مبارک
ارسال شده توسط Alireza | August 20, 2006 12:23 AM
ارسال شده در August 20, 2006 00:23
کودکان پاک
محبت را از چه کسی خواهند آموخت!؟
ارسال شده توسط سايبان | August 20, 2006 3:26 AM
ارسال شده در August 20, 2006 03:26
قصه ها میگن خیلی قدیم تر از حالا هر کسی دلش خیلی گرفته بود می رفت یه عروسک سنگی میخرید که اسمش سنگ صبور بود اون وقت مینشت و یه دل سیر درد دل می کرد و اگه با درد دل کردن دلش سبک میشد و حالش خوب میشد از سنگ صبور میپرسید سنگ صبور من بشکنم یا تو و بعد هم خودش جواب میداد که سنگ صبور تو بشکن ...اونوقت سنگ صبور هم میشکست و چون قلبش هم مثل خودش از سنگ بود هیچ اتفاقی نمی افتاد .... حالا خیلی سالها از اون زمون میگذره دیگه عروسک سنگی پیدا نمیشه که حاضر باشه به خاطر درد دل کسی بشکنه و ما آدمها یاد گرفتیم که از همدیگه استفاده کنیم از اونهایی که بیشتر دوستشون داریم ..ولی یادمون میره که وقتی درد دلهامون تموم شد و گفتیم سنگ صبور تو بشکن اونی که میشکنه دل یه آدمه نه سنگ ...اونم یه دله که خودشم دردهایی داره و دوست داره وقتی درد دلهای ما تموم شد بهش بگیم خوب حالا تو بگو ..حالا من میشم سنگ صبور تو ...یادمون رفته خیلی چیزها یادمون رفته ...چی دارم میگم من؟ ببخشید
ارسال شده توسط زندگی شاید همین باشد | August 20, 2006 6:45 AM
ارسال شده در August 20, 2006 06:45
بچه های فردا خیلی چیزا رو بلد نیستن دلم میسوزه ...کاش فرشته ای پیدا میشد و سرم رو روی شونه هاش میزاشتم ...از غرور بدم میاد ولی غرور صورتی تو رو خیلی دوست دارم :)
ارسال شده توسط آدم اینجا تنهاست | August 23, 2006 11:58 AM
ارسال شده در August 23, 2006 11:58
چشمات خوبن ؟!
ارسال شده توسط .___HidDen_GiRl___. | August 25, 2006 1:54 AM
ارسال شده در August 25, 2006 01:54
پیدات کردم (:
خونه نو مبارک (:
ارسال شده توسط .___HidDen_GiRl___. | August 25, 2006 1:55 AM
ارسال شده در August 25, 2006 01:55
ey baba ! baZ Koja GheYbeT ZaDe To?
ارسال شده توسط QuieT | August 26, 2006 4:00 AM
ارسال شده در August 26, 2006 04:00
هاي دنيا حتي يك نفر هم از گزندت در امان نيست؟
آخر به كدامين گناه ناكرده؟
ارسال شده توسط صبور | August 27, 2006 4:22 PM
ارسال شده در August 27, 2006 16:22
من درد می کشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ...
ارسال شده توسط ر ا ي ع ت ب | August 29, 2006 4:11 PM
ارسال شده در August 29, 2006 16:11
bazi vaghta zendegi kheili sakht mishe bazi vaghta adam vaghean kam miare dige nemidooni che kar koni va man be to tabrik migam ke hanoozam rooye pahat istadi omidvaram hich vaght shekast nakhori
ارسال شده توسط aimless | August 31, 2006 2:57 AM
ارسال شده در August 31, 2006 02:57
بهتر نیست توی این خونه ی تازه با خسته ام شروع نکنی ؟!
ارسال شده توسط شهریور | September 2, 2006 8:09 AM
ارسال شده در September 2, 2006 08:09
salam. dir zamanist ke cheshm entezare ghodomat hastam. key khahi amad?
ارسال شده توسط alihammet | September 4, 2006 12:35 AM
ارسال شده در September 4, 2006 00:35
کجایی تو؟
ارسال شده توسط QuieT | September 6, 2006 12:24 AM
ارسال شده در September 6, 2006 00:24
من تا حالا اینجا رو ندیده بودم! از طریق لینکایی که به وبلاگم شده پیداتون کردم! البته یه چیزایی راجع به وبلاگ قبلی یادم میاد... به هر جال!
سعی کن یه جوری روحیه و زندگیتو عوض کنی... حیف این دوره از سن و ساله... یه روز نیاد که غصهء حروم شدن این روزها رو بکنی..
ارسال شده توسط Iranian idiot | September 8, 2006 4:29 PM
ارسال شده در September 8, 2006 16:29
من تا حالا اینجا رو ندیده بودم! از طریق لینکایی که به وبلاگم شده پیداتون کردم! البته یه چیزایی راجع به وبلاگ قبلی یادم میاد... به هر جال!
سعی کن یه جوری روحیه و زندگیتو عوض کنی... حیف این دوره از سن و ساله... یه روز نیاد که غصهء حروم شدن این روزها رو بکنی..
ارسال شده توسط Iranian idiot | September 8, 2006 4:29 PM
ارسال شده در September 8, 2006 16:29
ناپديد شدن « نبض عشق و خواستن و تمنا» يعني پوچ شدن، يعني هيچ شدن. با اين شرايط كه توصيف كردي اگه كودك پاكي هم متولد نشه، مطلقا ناپاك نيست . ميشه پاكي هاي جزئي رو هم رو هم گذاشت و دوباره همه چيز رو از نو و اين بار آگاهانه و از روي اراده ساخت / اگر بخواهيم.
بلا از آسمون نازل نميشه، متعلق به زمينه. اميدوارم بلا دور باشه.
2) حدود و مرزهاي طاقت اونجايي تعريف ميشه كه «نميتوانم» رو باور كنيم.
3)موافقم.
4)اگه ريتم ضربان، با وجودي كه اين تپيدن رو باعث ميشه همآهنگ بشه ديگه نيازي به دوا درمون نيست.
5)هر اشكي كه مقدس نيست !!
6) واژهي «هوارتا» جالب بود.
7) ميدونم.
ارسال شده توسط ناشناس | September 9, 2006 11:20 AM
ارسال شده در September 9, 2006 11:20
عذر ميخوام/ پيام قبلي از من بود، اما يادم رفت اسممو بنويسم/ موفق باشيد.
ارسال شده توسط بيرنگ | September 10, 2006 1:18 PM
ارسال شده در September 10, 2006 13:18
سلام
خیلی خوبه که باز اومدی
هنوز هیچی نخوندم
ارسال شده توسط اسماء | September 12, 2006 12:16 PM
ارسال شده در September 12, 2006 12:16
bazam ke rafti gheibate kobra
ارسال شده توسط Alireza | September 14, 2006 6:59 PM
ارسال شده در September 14, 2006 18:59
سلام.خوبه که برگشتی.متنه جالبی بود آرشیوم حتما سر میزنم.امیدوارم مشکلاتت همه حل شده باشه و بشه.موفق باشی.سر بزن.
ارسال شده توسط فرشته تاریکی | September 20, 2006 3:59 PM
ارسال شده در September 20, 2006 15:59
سلام.خوبه که برگشتی.متنه جالبی بود آرشیوم حتما سر میزنم.امیدوارم مشکلاتت همه حل شده باشه و بشه.موفق باشی.سر بزن.
ارسال شده توسط فرشته تاریکی | September 20, 2006 3:59 PM
ارسال شده در September 20, 2006 15:59
سلام.خوبه که برگشتی.متنه جالبی بود آرشیوم حتما سر میزنم.امیدوارم مشکلاتت همه حل شده باشه و بشه.موفق باشی.سر بزن.
ارسال شده توسط فرشته تاریکی | September 20, 2006 3:59 PM
ارسال شده در September 20, 2006 15:59
یه جشن تولد کوچولو در عذاب های ابدی برپاست،شرکت نمی کنی؟
ارسال شده توسط صبور | September 22, 2006 4:26 PM
ارسال شده در September 22, 2006 16:26
کجايييييييييييييي
ارسال شده توسط عليرضا | September 24, 2006 12:00 AM
ارسال شده در September 24, 2006 00:00
baba pas kojayee? inja ro be in ghashangi rah andakhti vali raftii
ارسال شده توسط Alireza | September 27, 2006 6:55 PM
ارسال شده در September 27, 2006 18:55
man faghat umadaam begaam, chera nistii? amma in blogeet ba man raah nemiyaad, hamin
ارسال شده توسط Alireza | September 27, 2006 6:57 PM
ارسال شده در September 27, 2006 18:57
راستي..
اون دختر باراني كه از آشفتگي هاش مينوشت....خود منم...با اين تفاوت كه ديگه آشفته نيستم
يه خط شدم
و اطرافم پر فاصله...
ارسال شده توسط خط فاصله | October 5, 2006 6:36 AM
ارسال شده در October 5, 2006 06:36
to ke baazam gheibet zad akhe
ارسال شده توسط Alireza | November 9, 2006 5:44 PM
ارسال شده در November 9, 2006 17:44
to ke baazam gheibet zad akhe
ارسال شده توسط Alireza | November 9, 2006 5:44 PM
ارسال شده در November 9, 2006 17:44
در شبان غم تنهایی خویش٬ عابد چشم سخنگوی توام.
من در این تاریکی ٬ من در این تیره شب جانفرسا٬
زائر ظلمت گیسوی توام.گیسوان تو پریشانتر از اندیشه من
گیسوان تو شب بی پایان.
کاشکی پنجه من ٬ در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست .
ابر خاکستری بی باران دلگیر است٬
و سکوت تو پس پرده خاکستری سرد کدورت افسوس!
سخت دلگیر تراست
شوق باز آمدن سوی توام هست ٬
ــ اما٬
تلخی سرد کدورت در تو پای پوینده راهم بسته
ارسال شده توسط behnaz | April 5, 2007 9:22 AM
ارسال شده در April 5, 2007 09:22
سلام واقعا که وب زیباوپرمحتوایی داری
امیدوارم موفق باشی
ارسال شده توسط ناشناس | April 5, 2007 9:30 AM
ارسال شده در April 5, 2007 09:30
(¯`v´¯)بهناز
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____________________***
_***_____________________***
__***___________________***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ منتظرتم ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*´¨)
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•.
ارسال شده توسط بهناز | April 5, 2007 9:31 AM
ارسال شده در April 5, 2007 09:31
e01dc61e9cfc28548f41038a7a9d23c8
seroquel, clonidine, lotrel, mobic, prinivil, promethazine
ارسال شده توسط Emmanuel Carpenter | September 15, 2007 8:05 PM
ارسال شده در September 15, 2007 20:05
2b4dd83ac4d8dff7114ad4c0029398e3
generic-mobic
tenormin
clindamycin
coumadin
depakote-depression
coumadin-medication
lotrel-medication
metoprolol
ارسال شده توسط Eliza Boyd | September 24, 2007 1:03 PM
ارسال شده در September 24, 2007 13:03