« December 2006 | صفحه اصلی | April 2007 »

March 2007 آرشیو

March 5, 2007

.:My faLL :.

hand.jpg


پاییز ِ من، دلبرکم
اینجا پاییز است و مدام باران می بارد اما
درختان همچنان سبزند انگار که بهار است.
باورت می شود!؟
تو نباشی و بهار باشد!

پاییز ِ من، عزیزکم
اینجا هوا سرد است و من مدام می لرزم اما
نفس ها هیچ شکل و رنگی ندارند.
باورت می شود!؟
تو نباشی و نفس ها گرم باشند!

می دانی!
اینجا همه چیز هست، هر چه که بخواهی اما
بدون ِ تو ...
هیچ چیز ِ اینجا به کار من نمی آید
حتی هوایش.

پاییزکم،
پاییز ِ من،
من هیچ نمی خواهم
نه این بهار ِ دروغین را، نه این نفس های به ظاهر بی دغدغه را
و نه حتی یک لحظه زندگی ِ بدون ِ تو را.

یادت هست هنوز آن شب را
شبی که خاطراتمان را یکی یکی لا به لای کتاب هایم گذاشتی تا یادم بماند که ...
نه، نه دلبرکم،
من خاطرات ِ خوب ِ گذشته را نمی خواهم.
من، من دلتنگ توام.

من در کنار ِ تو
باغی پُر از خاطرات ِ نو می خواهم.
که همه فصل اش زیبا باشد
حتی پاییز و زمستان اش.

وای
وای بر من و این همه دلتنگی.
تو بگو پاییزکم ... از پس ِ تمام ِ این فاصله ها
چگونه بگویم ات
دوستت دارم ... دوستت دارم ...

_________________________________________________________________________________

loungge.jpg


قرار بود پاییز بخوانم نامش را
حالا اسمش هر چه که بود بماند.
می پرسید چرا "بود" !؟
چون کشتم اش
در درون ِ خویش،
من ِ تنهای همیشه عاشق را کشتم!
حالا نشسته ام کنار مزارش و
این ها را می خوانم که بداند دلتنگش شده ام
اما خوشحالم
چرا که در این خانه ی سرد و بی نور کم تر عذاب می کشد.

_______________________________________________________________________________

SELF%20ABUSE%202.jpg


فکر می کنی اگه بری جایی که هیشکی نشناستت دیگه کسی هم توقعی ازت نداره اما زهی خیال باطل ...
آخه به من چه که بقیه نمی فهمن ؟
چرا همیشه من باید کوتاه بیام چون طرفم - حالا هر کی که باشه – نمی فهمه؟
چرا من باید سعی کنم که خوب نباشم چون همه گرگن؟
چرا نباید بقیه خوب باشن؟
سختمه
می فهمی؟
سختمه که 6 ساله تموم دارم این حرفا رو تکرار می کنم
که هیشکی نمی فهمه
که من همیشه یادم میره که هیشکی نمی فهمه
کاش می دونستم چه لذتی توی خیانت و ریا و دروغ هست که همه حسش می کنن و من نه
اونایی که دروغ نمی گن، راسشتم نمی گن
زندگی مثه یه بازیه
اگه بازی نکنی می گن که بلد نیس!
اگه بد بازی کنی باختی.
اگرم بهترین بازیکن باشی همه سعی می کنن شکستت بدن
اصلا مگه من چند سالمه؟
مگه بقیه ی 20 ساله ها چقد حالیشونه که همه انتظار دارن من صد در صد بی اشکال باشم!
مگه من چقد می کشم!؟
هر روز بیشتر از دیروز از حرف زدن متنفر می شم
و هر روز بیشتر از دیروز همه توضیح می خوان
با این که به خودم قول داده بودم دیگه اینجا ننویسم مگه این که از خیال ِ راحت و خوابای بی کابوسم بخوام بنویسم ولی ........
دارم
م
ن
ف
ج
ر
می شم

متنفرم از این که باید توی همه ی رابطه ها سیاست به خرج داد و اگه سیاست نداشته باشی به فاک میری. حالم از سیاست به هم می خوره.
حالم از نوع ِ بشر به هم می خوره. از همه ی آدما و سیاستاشون
آخه تا کی ....... تا کجا!؟
بسه دیگه ..............

درباره March 2007

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به غرور ِ صورتی در March 2007 ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی December 2006 می باشد.

آرشیو بعدی April 2007 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.