
پاییز ِ من، دلبرکم
اینجا پاییز است و مدام باران می بارد اما
درختان همچنان سبزند انگار که بهار است.
باورت می شود!؟
تو نباشی و بهار باشد!
پاییز ِ من، عزیزکم
اینجا هوا سرد است و من مدام می لرزم اما
نفس ها هیچ شکل و رنگی ندارند.
باورت می شود!؟
تو نباشی و نفس ها گرم باشند!
می دانی!
اینجا همه چیز هست، هر چه که بخواهی اما
بدون ِ تو ...
هیچ چیز ِ اینجا به کار من نمی آید
حتی هوایش.
پاییزکم،
پاییز ِ من،
من هیچ نمی خواهم
نه این بهار ِ دروغین را، نه این نفس های به ظاهر بی دغدغه را
و نه حتی یک لحظه زندگی ِ بدون ِ تو را.
یادت هست هنوز آن شب را
شبی که خاطراتمان را یکی یکی لا به لای کتاب هایم گذاشتی تا یادم بماند که ...
نه، نه دلبرکم،
من خاطرات ِ خوب ِ گذشته را نمی خواهم.
من، من دلتنگ توام.
من در کنار ِ تو
باغی پُر از خاطرات ِ نو می خواهم.
که همه فصل اش زیبا باشد
حتی پاییز و زمستان اش.
وای
وای بر من و این همه دلتنگی.
تو بگو پاییزکم ... از پس ِ تمام ِ این فاصله ها
چگونه بگویم ات
دوستت دارم ... دوستت دارم ...
_________________________________________________________________________________

قرار بود پاییز بخوانم نامش را
حالا اسمش هر چه که بود بماند.
می پرسید چرا "بود" !؟
چون کشتم اش
در درون ِ خویش،
من ِ تنهای همیشه عاشق را کشتم!
حالا نشسته ام کنار مزارش و
این ها را می خوانم که بداند دلتنگش شده ام
اما خوشحالم
چرا که در این خانه ی سرد و بی نور کم تر عذاب می کشد.
_______________________________________________________________________________

فکر می کنی اگه بری جایی که هیشکی نشناستت دیگه کسی هم توقعی ازت نداره اما زهی خیال باطل ...
آخه به من چه که بقیه نمی فهمن ؟
چرا همیشه من باید کوتاه بیام چون طرفم - حالا هر کی که باشه – نمی فهمه؟
چرا من باید سعی کنم که خوب نباشم چون همه گرگن؟
چرا نباید بقیه خوب باشن؟
سختمه
می فهمی؟
سختمه که 6 ساله تموم دارم این حرفا رو تکرار می کنم
که هیشکی نمی فهمه
که من همیشه یادم میره که هیشکی نمی فهمه
کاش می دونستم چه لذتی توی خیانت و ریا و دروغ هست که همه حسش می کنن و من نه
اونایی که دروغ نمی گن، راسشتم نمی گن
زندگی مثه یه بازیه
اگه بازی نکنی می گن که بلد نیس!
اگه بد بازی کنی باختی.
اگرم بهترین بازیکن باشی همه سعی می کنن شکستت بدن
اصلا مگه من چند سالمه؟
مگه بقیه ی 20 ساله ها چقد حالیشونه که همه انتظار دارن من صد در صد بی اشکال باشم!
مگه من چقد می کشم!؟
هر روز بیشتر از دیروز از حرف زدن متنفر می شم
و هر روز بیشتر از دیروز همه توضیح می خوان
با این که به خودم قول داده بودم دیگه اینجا ننویسم مگه این که از خیال ِ راحت و خوابای بی کابوسم بخوام بنویسم ولی ........
دارم
م
ن
ف
ج
ر
می شم
متنفرم از این که باید توی همه ی رابطه ها سیاست به خرج داد و اگه سیاست نداشته باشی به فاک میری. حالم از سیاست به هم می خوره.
حالم از نوع ِ بشر به هم می خوره. از همه ی آدما و سیاستاشون
آخه تا کی ....... تا کجا!؟
بسه دیگه ..............
نظرات (24)
eb nadare bazam to kootah bia!
manam ehsas mikonam hichki mano nemifahme
too in va kheyli chizaye dige moshtarakim
ارسال شده توسط amirmafia | March 5, 2007 5:44 AM
ارسال شده در March 5, 2007 05:44
امیر جون در این که هیشکی درکت نمی کنه شک نکن و وقتتم واسه این حدر نده که یه وقت خیال کنی بکب پیدا میشه که درکت کنه.....
ارسال شده توسط bacchus | March 5, 2007 6:17 AM
ارسال شده در March 5, 2007 06:17
اش می دونستم چه لذتی توی خیانت و ریا و دروغ هست که همه حسش می کنن و من نه
اونایی که دروغ نمی گن، راسشتم نمی گن
زندگی مثه یه بازیه
اگه بازی نکنی می گن که بلد نیس!
اگه بد بازی کنی باختی.
اگرم بهترین بازیکن باشی همه سعی می کنن شکستت بدن
bakhsh-haaee az een neveshte kheyli sangin bood. shaayad een harfe kheyli az mahaa ham baashe. be nazaram zendegi baazi nist ama hanjaarhaye javame baa'es shode ke mardom be oon be shekle yek baazi negaah konan. shaayad be jaye eenke maa varede baazi beshim har kas baayad talash kone raahe khodesh ro peydaa kone o peesh begire. neeyazi be motabaher shodan dar baazee-ee ke deegaran baraye maa saakhtan yaa az maa entezaar daaran neest. be har haal nazar daadan baraye deegaran sakhte vaghti ke kheyli az maa khodemoon be nahvi baa hameen chizhaa dar gir hastim o natoonestim az daste een baazi raha beshim
ارسال شده توسط Aatash | March 9, 2007 4:45 PM
ارسال شده در March 9, 2007 16:45
چیز خاصی برا گفتن ندارم. فقط یاد قضیه ی "فرار به غار" افتادم! و برام ثابت شد که ایده ی مسخره ایی نبود.
دیگه نمیشه با این صحبتها عقبگرد کرد.هستیم پس باید به شیوه ی متداول باشیم.
ارسال شده توسط پیمان | March 15, 2007 5:40 AM
ارسال شده در March 15, 2007 05:40
دوستم سالي بهاري پر از لبخند و عشق برايت آرزومندم.
يا حق
ارسال شده توسط alireza | March 17, 2007 9:44 AM
ارسال شده در March 17, 2007 09:44
vaghti ke esme ghoroor miyaad man hale kheili khoobi peyda nemikonam, ammma ghoroore soorati ye chize digaast, emsaal ke kheili bimarefaats hode boodi, aslaan nemishod peydaat kard, omidvaraam too sale jadid hamishe unghadar khoob bazi koni ke hamishe barande bashi, eidet mobaraak. rasti bezar manam begam: I fuck hamin siyasathayee ke too ravabet bayad bashe, akheish avvale sali oghdehaam khali shod
ارسال شده توسط Alireza | March 20, 2007 3:04 AM
ارسال شده در March 20, 2007 03:04
کاش سال خوبی باشه
کاش دلتنگی نباشه
کاش روزهای خوبش بیشتر از بدیها باشن
کاش داشتن و مراقبت از یک رابطه سیاست نخواد
کاش همه باشیم و شاد باشیم
شاد
بهار مبارک
ارسال شده توسط sarah | March 20, 2007 6:42 AM
ارسال شده در March 20, 2007 06:42
اينايي كه ميگي مشكل همهء ماست ... مشكل همهء اونايي كه مثه من و تو در اين قرن و عصر زندگي ميكنن !
هي به خودم ميگم نسل خيلي از آدمها منقرض شده و هي باور نميكنم ..........
ارسال شده توسط jeyran | March 20, 2007 7:17 AM
ارسال شده در March 20, 2007 07:17
سلام.
ممنون بابت تبریک. پس من هم سال 1+1385 رو به تو شادباش می گم. راستی "به فاک رفتن" مصدری بود که دوران دبیرستان درستش کرده بودیم به علاوه ی مقادیر دیگه ای از متعلقات فعلی "فاک." یادش به خیر...
ارسال شده توسط President Evil | March 20, 2007 1:18 PM
ارسال شده در March 20, 2007 13:18
نه قشنگ ام! ما بيهوده به انتظار روياهاي سفر كرده نشسته ايم.اين جماعت خالي از قرائت دريا نذر بوسه را نمي فهمند و عاقبت ترانه بي تكرار آدمي را به نفرين فاصله خواهند شكست...
مي دانم تحمل اين همه خاطره دلتنگ كه مي خواهي پشت تداوم سكوت دفن كني كار ساده اي نيست؛به تو گفته بودم آدمي يك دلتنگي متواري است كه همواره در هياهوي عبور لحظه ها به دنبال گمشده اي مي گردد...
ارسال شده توسط shizZeR | March 20, 2007 9:18 PM
ارسال شده در March 20, 2007 21:18
hi, how are you? how is every thing going. it is realy nice to having you back. i hope you find your health againg and be well. And happy new year and do not worry about 4shanbe soori, because we did not have a good one. i donot know what happened, but nobady seemed to have a good one. take care
ارسال شده توسط ali | March 22, 2007 11:26 AM
ارسال شده در March 22, 2007 11:26
مبارکه من بعد 1 سال تازه دات نت ت رو دیدم سال نوت مبارک مرگ آرام..............
ارسال شده توسط farhad | March 22, 2007 4:31 PM
ارسال شده در March 22, 2007 16:31
عجيب است كه تو نيز حال مدتي پيش منو گفته اي! انگار كه هرچيز با قلب و عشق پيوندي داشته باشد، درد مشترك است...
بهرحال سالي نو آمده و بهانه اي است براي آرزوي بهترين ها برايت.
ارسال شده توسط نادو | March 22, 2007 5:22 PM
ارسال شده در March 22, 2007 17:22
سال نو مبارک!
سالی صورتی صورتی به زیبایی گل های همیشه بهار برایتان آرزو می کنم.
ارسال شده توسط محمود | March 22, 2007 10:50 PM
ارسال شده در March 22, 2007 22:50
کاشکی از هر چی گذشته بیای بیرون
که پاییز هم بیشتر زیبا باشه تا غمگین
که بیشتر "الان" باشه تا" قبلا"
عکسهای بلاگتم خیلی زیبا هستن
ارسال شده توسط sarah | March 30, 2007 1:22 PM
ارسال شده در March 30, 2007 13:22
کاشکی از هر چی گذشته بیای بیرون
که پاییز هم بیشتر زیبا باشه تا غمگین
که بیشتر "الان" باشه تا" قبلا"
عکسهای بلاگتم خیلی زیبا هستن
ارسال شده توسط sarah | March 30, 2007 1:22 PM
ارسال شده در March 30, 2007 13:22
کاشکی از هر چی گذشته بیای بیرون
که پاییز هم بیشتر زیبا باشه تا غمگین
که بیشتر "الان" باشه تا" قبلا"
عکسهای بلاگتم خیلی زیبا هستن
ارسال شده توسط sarah | March 30, 2007 1:23 PM
ارسال شده در March 30, 2007 13:23
سلام
وبتون خیلی جالب انگیز بود
من یکی هستم D:
یا به عبارتی یکی من هستم / امرتون ؟
---------------------------------------
در ضمن یه پیشنهاد / حجم عکساتون خیلی خیلی بالا هستن / دوست داشتین کمش کنین .
ممنون که لطف کرده بودین .
دوست داشتین بازم بیایین .
فعلآ
ارسال شده توسط یکی | March 31, 2007 10:29 AM
ارسال شده در March 31, 2007 10:29
مرسی که به من سر می زنید . خیلی راحت و روون می نویسید بهتون تبریک می گم .
ارسال شده توسط saeed | April 1, 2007 12:47 PM
ارسال شده در April 1, 2007 12:47
مرسی که به من سر می زنید . خیلی راحت و روون می نویسید بهتون تبریک می گم .
ارسال شده توسط saeed | April 1, 2007 12:48 PM
ارسال شده در April 1, 2007 12:48
سراغ ما هم بیا...
ارسال شده توسط امیرحسین بهبهانی نیا | April 1, 2007 9:09 PM
ارسال شده در April 1, 2007 21:09
حریفا رو چراغ باده را بفروز/ شب با روز یکسان است ...
ارسال شده توسط ر ا ی ع ت ب | April 2, 2007 12:50 AM
ارسال شده در April 2, 2007 00:50
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید .......
ارسال شده توسط hich | April 2, 2007 11:23 PM
ارسال شده در April 2, 2007 23:23
Sir, yes sir! I'm agreeing with you, but I don't think everybody do. You should not be so rude, it frightens of.
ارسال شده توسط davesslave | April 3, 2008 11:50 AM
ارسال شده در April 3, 2008 11:50